حرف اخر
تموم شد... بلاخره تموم شد
چهار سال تجربه ی تکرار نشدنی ... چهار سال خاطره و فراز و نشیب ... و در نهایت چهار سال از عمر غیر قابل برگشت در بهترین مرحله اش ..
تو دانشگاهی که همه ی خوبی هاش از طبیعت و تمام بدی هاش از حاکمان بر طبیعت بود . دانشگاهی که تمام اعضاش حرفاشون رو تو گلو نگه داشتن و توان فریاد زدن ندارند . جایی که تبعیض و دو بهم زنی قابل قبول تر از دوستی و صمیمیته حتی باعث افتخاره گاهی اوقات ...دانشگاه شهرکرد
دانشگاهی که استاد دنبال پوله دانشجو دنبال استاد و مسولین دنبال هر چه بهتر ضایع کردن حقوق دانشجو... جایی که دانشجو ها روزی سه بار جمع میشن تا با خداشون حرف بزنن اما حاظر نیستن سه سال یکبار برای احقاق حق شون جمع بشن . .. حتی اگر کسی هم پیش قدم بشه توسط همونا اول از همه حذف میشه ...
جایی که قانون اساسی منبع شکایت دانشجو هست و ساختمان حراست مرجع پاسخ ...
جایی که تعداد مقالات ی دانشجوی دکتری کم اهمیت تر از تعداد دوربین های مدار بسته هست ...
جایی که ارتباط کلامی مانع پیشرفت جوان میشه ...
جایی که خیلی از ما ۱۳۶ واحد گدروندیم و لی هیچوقت احساس (دانشجو) بودن نکردیم ...
بیخیال ... تموم شد
این وبلاگ رو به دکتر سلطانی عزیز تقدیم میکنم .
واز تمامی شما دوستان خداحافظی میکنم..
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نینشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
خدانگهدار

عکس : پروژه . بازفت . تلورد